|
توجهتوجه! حاجاحمد شهيد شده |
|
|
|
02 آذر 1385 ساعت 13:40 |
|
بيشتر از چندكلمه درباره مسافر بيبازگشت حاجاحمد متوسليان اواخر خرداد و اوايلتير كهميرسد، خودم بهخودم گيرميدهم كه بجنب! بايد چيزيبنويسي. پسر! تو هر چه داري از حاجاحمد است. بايد ادايدين كني. بايد هرسال برايشبنويسي. داد وهوار راه بيندازي، حاجاحمد حقيقي را نشان اين مردم بدهي. اما خداوكيلي ديگه خستهشدم. گرد وخاك كنيم كهچي؟ كي گوشميكند؟ اين مردم؟ همه اين مردم، حاجاحمد را تا نيست دوست دارند. حاضرم شرطببندم اگر حاجاحمد با هماناخلاق و روحيات سابقش برگردد، حتي رفقاي نزديكش هم دوروبر او نپلكند. حاجاحمد مردِميدان ولايتخميني بود، نه شهروندِ گوگوريمگوري جامعهمدني. اين حرفها سياسينيست، لطفاً عينكسياهي را كه اين روزها همه از پشتآن بهدنيا نگاه ميكنند، برداريد. حرف جامعهمدني مال اين دوسال نيست. خيلي سادهاند كساني كه اينطورفكركنند. فرق اين دوسال با سالهاي قبلش، ايناست كه جامعهمدني و آزادي وقانونمداري و...شده چماق يكعده آدمعقدهاي و جيغجيغو. داد من وحرفمن، مال دهههفتاد است نهدومخرداد. چنددفعه اينمردم و اين بسيجيها كه ادعاميكنند عاشق حاجاحمدهستند، ريختند تويخيابانها وتظاهراتكردهاند؟ چنددفعه جلويمجلس متحصنشدهاند؟ اصلاً تا بهحال يك حركتمردمي خشك وخالي براي تعيينتكليف اين چهار تا بندهخدا انجامشده؟ (حركتمردمي كهميگويم منظورمتظاهرات صد،صدوپنجاهنفري نيست.) قضيه ايناست كه عشقوحال با اسم و رسم حاجاحمد مالماست، و سوختن بهدرد اسارتشان، مال خانوادههاي بيچارهشان. حقيقت ايناست كه كسيتوي اين مملكت منتظر بازگشت حاجينيست، حاجي اسيرباشد، براي ما دوستداشتنيتر است. همين استديگر. خودمان را كه نبايد گولبزنيم. اين همهسال، دلمان را خوشكردهايم بهيك مشتشعار وتعريف وتمجيد ودعا براي برگشتن آنها، ولي يكدفعه ننشستيم فكركنيم كه آخر پس چرا كسي كارينميكند؟ يا اگر كاري انجامميشود، چرا ما خيال خانوادههاي بلاتكليف اين عزيزان را راحتنميكنيم؟ چهقدربايد اسير بازيهايسياسي و ديپلماتيكباشيم؟ چهقدربنويسيم حاجاحمد چنين وچنان بود و چنين وچنان كرد، اما بهغيرت كسيبرنخورد كه پس چرا براي يك همچينآدمي، اين دولتعريض وطويل، تره هم خردنميكند؟ منكاري بهاين بيانيههاي يكي درميان وزارتامورخارجه، كميسيون سياستخارجي و...ندارم، من دنبال واقعيت هستم نه بازي باكلمات و محكومكردن ودرخواست كردن ازمجامعبينالمللي. خدا گردن اين مجامعبينالمللي را بشكند كه هرچه ميكشيم از دست همين نامردهاست. حاضرم قسم بخورم همين مجامعبينالمللي در سربهنيست كردن شير بيتالمقدس نقشداشتهاند. بابا حداقلبياييد به همه بگوييد اينها شهيدشدهاند، تمامشد ورفت. هر چندوقت يكبار شلوغبازي راه ميافتد كه احتمال ميرود فلاني وفلاني زندهباشند و فلان پدرسوخته فرنگي گفته كه من يك خبرهايي از آنها دارم. هرسال، درسالگرد اسارتشان، يك كم ما بههم ميبافيم و يككم هم ديگران، وچند تا هم يادواره سرد وخنك برگزارميشود وتمام. بنازم به اينغيرت ...نهخير عزيزان من، نقل اين حرفهانيست. داستان از اينقرار است كهفعلاً ديپلماتهايگمشده، بيشتر بهدرد سياستخارجي ما ميخورند تا سرداران زنده وحاضر درميدان. حداقل يك چندصباحي ميشود بهاسم آنها داد وبيداد راه انداخت. اما، ما كه سياستمدار نيستيم. اگرشما نميخواهيد تكليفتان را مشخصكنيد، من همچين قصديندارم، پسبگذار حرفآخر را بزنم وخلاص: حاجاحمد متوسليان و سهنفر همراهش، كاظم اخوان، محسن موسوي و تقي رستگارمقدم، مدتهاست كه به شهادترسيدهاند. در اينمدت، تنها احتمال زندهبودن سيدمحسن موسوي دادهميشود. اين مسئله را رسانههايخارجي طي اينسالها جسته وگريخته اعلامكردهاند. حتي برخياز نهادهايغربي مدعي شدهاند كه جايدفن اجساد آنها را ميدانند. به صدها دليلعقلي، جريان شهادتگروگانها صحتدارد. هركس باورشنميشود، بهخودش مربوطاست. شلوغپلوغ نكنيد! من ازمحضر مادر حاجي عذرخواهيميكنم، اما به بقيهآدمهايي كه دنبال سرگرميميگردند يا چيزي كه بتوانند منتظرشباشند، توصيهميكنم درانتظار امامزمان(عج) باشند. حاجياگر هم برگردد، يكي از آن 313 نفر خواهدبود، حالاهرچه دلتان ميخواهدبگوييد. بابامگه چهعيبيدارد اينعزيزان هم مفتخربهعنوان «شهيد»بشوند؟ اين لغت كليشهاي «جاويداناثر» را بريزيددور.منكهريختم.خداوند روح شهدايعزيزمان را قرينرحمت خودگرداند، عليالخصوص سردارمخلص و بينشان، شهيد حاجاحمد متوسليان را. محمدعلي صمدي 22/3/1378 هفتهنامه جبهه
|