|
تقسيم تاريخ رژيم صهيونيستى به قبل و بعد جنگ ۳۳ روزه |
|
|
|
27 تیر 1387 ساعت 12:49 |
|
حميد داودآبادى يكى از بچه هاى جنگ است. از آنهايى كه اگر بخواهيد كمى عميق تر درباره جنگ ۸ ساله بدانيد حتماً بايد يك سرى هم به او بزنيد. خوش صحبت است و اهل نكته با نكته هايى كه اگر با هر گفت وگويى بياميزد آن را دلچسب و خواندنى مى كند. داودآبادى يك موضوع ديگر را هم دنبال مى كند و آن لبنان است. از سال ها پيش به عنوان خبرنگار آزاد و نويسنده به اين كشور رفت و آمد داشته كه به اين ترتيب او در حوزه لبنان و البته حزب الله كارشناس شده است . جنگ ۳۳ روزه در آستانه دومين سالگرد موضوع گفت وگوى ماست. جنگى كه به قول او سالها بايد بگذرد تا اهميت آن درك شود. اطلاعات انبوه او و نكات جالبش سبب طولانى شدن مصاحبه اى شد كه بضاعت ما براى چاپ آن تنها يك صفحه بود.
* شما به عنوان كارشناس مسائل لبنان و كسى كه از نزديك مسائل را دنبال كرده ايد آيا از وقوع جنگ
۳۳ روزه غافلگير نشديد
ايراد ما اين است كه هيچگاه زمينه هاى جنگ را درست بررسى نكرده ايم. به نظر من جنگ ۳۳ روزه، به علت اسارت ۲ سرباز اسرائيلى درنگرفت. تجهيزات و وسايلى كه براى اين جنگ آماده شده بود نشانگر يك برنامه درازمدت براى وقوع چنين جنگى از سوى اسرائيلى ها بود. اسرائيل مدتهاست كه در فكر نابودى حزب الله است و به اين خاطر در اين جنگ با همه توانش جلو آمد. منتها حزب الله پيشدستى كرد و طرح آنها را به هم ريخت. طبق اخبارى كه بعداً فاش شد قرار بود كه به مراسم روز قدس كه نيروهاى حزب الله رژه مى روند و سيدحسن و مسئولان حزب الله هم حضور دارند حمله كنند و حزب الله را زير و رو كنند. به هرحال اسرائيل قصد داشت كه تكليف خود را با حزب الله يكسره كند و از اين وضعيت خسته شده بود.
* يعنى جنگ ۳۳ روزه جنگى است كه سالها براى آن برنامه ريزى شده بود
بعد از شكست اسرائيل در جنوب لبنان در سال ۱۳۷۹ (سال ۲۰۰۰ ميلادى) اسرائيل با يك موضوع بغرنجى روبه رو شد و آن هم حزب الله بود. تز ايهود باراك در آن سال اين بود كه اسرائيل قوى بهتر از اسرائيل بزرگ است. تلفاتى كه طى ۱۸ سال حضور اسرائيل در جنوب لبنان به اين رژيم وارد شده از تلفات جنگ هاى اسرائيل و اعراب و تاريخ اين رژيم هم بيشتر بود. تا آن زمان اسرائيل تلفات درحد ژنرال نداشت ولى ژنرال گلدشتاين را در لبنان از دست داد يا ماشين نخست وزير، رئيس ستاد و برخى افسران ارشد اين رژيم توسط حزب الله مورد اصابت قرار گرفت. به هرحال اينها با حزب الله مواجه بودند. حزب اللهى كه شيمون پرز و اخيراً باراك گفته كه اسرائيل آن را به وجود آورده است! اينها مى گويند ما به لبنان آمديم تا مبارزان فلسطينى را از بين ببريم ولى به واسطه كارهايى كه كرديم شيعيان را منسجم كرديم كه از دل آن حزب الله متولد شد. يك دشمن در لبنان براى اسرائيل به وجود آمده كه نمى شود با او كنار آمد و رهبرانش را خريد. آنها خيلى تلاش كردند. چه به واسطه جنگ داخلى، چه تلاش براى نفوذ در اين حزب و چه تلاش براى انشعاب در آن تا اين گروه را از ميان بردارند.
* يعنى حتى تحركات صبحى طفيلى اولين دبيركل رسمى حزب الله و انشعاب از اين حزب را هم در اين راستا مى دانيد
بله. به هرحال چنين فضايى براى اسرائيل بسيار مطلوب است. لبنان مثل بشكه باروت است. الآن شما نگاه نكنيد كه حزب الله با سعه صدر از جنگ داخلى جلوگيرى مى كند همه توطئه ها براى راه انداختن يك جنگ داخلى ديگر و استفاده اسرائيل از آن فضاست.
* از يك برنامه ريزى طولانى مدت اسرائيل براى جنگ 33 روزه مى گفتيد...
به هرحال از سال ۲۰۰۰ به بعد اسرائيل خودش را آماده كرد. به قول خودش كارهاى اطلاعاتى سنگينى روى لبنان و حزب الله انجام داده بود و تمام تاكتيك هاى حزب الله را حدس زده بود و نيروهايش را تجهيز و آماده كرده بود. علاوه بر اين يك فضا هم بعد از عقب نشينى اسرائيل ازجنوب لبنان در سال ۱۳۷۹ به وجود آمده بود كه همه چيز آرام بود و گويى كه اصلاً در اين منطقه جنگى نبوده و نخواهد بود. حتى يكى از روزنامه ها عكسى را انداخته بود كه در كنار مرز لبنان و رژيم صهيونيستى آن طرف يك سرباز اسرائيلى و اين طرف يك رزمنده حزب الله كنار هم ايستاده بودند و هيچكس با هم كارى نداشت. به هرحال يك فضاى خيلى آرامى به وجود آمد كه سطح آمادگى ها هم طبعاً پائين آمده بود و خيلى ها فكر مى كردند كه حزب الله در اين فضا حل شده است.
* حتى دوستان حزب الله
بله. مثلاً خود ما گمان مى كرديم كه حزب الله به واسطه كارهاى سياسى و اقتصادى كه انجام مى دهد در اين فضا حل شده و هميشه نگران بوديم. طبعاً حزب الله براى هزينه هاى خود مجبور بود كار اقتصادى كند ولى گمان بر اين بود كه اين فعاليت گسترش يافته مثل ما كه بعد از جنگ خيالمان راحت شد كه ديگر جنگى نيست و رفتيم سراغ كارهايمان. در مورد حزب الله علاوه بر اين كارهاى سياسى حضور در دولت هم به اين فضا اضافه شده بود. اين شرايط را اسرائيل نيز زيرنظر داشت و من با نگرانى منتظر بودم كه حزب الله از اين آسودگى ضربه سختى را متحمل شود. يك نيروى رزمنده كه يكى دو سال از جنگ دور باشد پشتش باد مى خورد و به قول معروف چاق مى شود! نيرويى كه چاق شود ديگر حال جنگ ندارد و بعد از اين مدت سخت مى شود اينها را به جنگ كشاند.
* اين تصور از حزب الله كه بعد از سال ۲۰۰۰ در مسائل روزمره حل شده چقدر واقعى بود
يكى از مسئولان اسرائيلى گفته بود كه در جنگ ۳۳ روزه (كه ۶ سال پس از خروج اسرائيل از جنوب لبنان رخ داد) ما گول خورديم و فكر كرديم حزب الله حداكثر همان حزب الله سال ۲۰۰۰ است. يعنى حزب الله در اين سالها و به دور از چشم همه (كه اين هم استراتژى حزب الله بود) در حال رشد بود و حواسش كاملاً جمع اوضاع بود. به هرحال اسرائيل آماده شد تا از فضاى غفلت حزب الله استفاده كند و جنگ ۳۳ روزه را كه در راستاى طرح امريكايى خاورميانه بزرگ بود اجرا كند منتهى حزب الله كاملاً اين تحركات را زيرنظر داشت.
* هميشه شنيده ايم كه موساد جزو مهمترين، كارآترين و پيشرفته ترين سيستم هاى جاسوسى جهان است. چطور موساد متوجه نبود كه حزب الله درحال رشد است
در عملياتى به نام «نسخ العباس» حزب الله يك نيروى خود را در موساد نفوذ داده بود و ضربه سنگينى به آنها وارد كرد. ماجرا از اين قرار بود كه يكى از عمليات هاى اسرائيل به اين واسطه لو رفت و ۱۲ كماندو تيپ ويژه اسرائيل در لبنان تكه تكه شدند. آنجا بود كه رئيس اطلاعات ارتش اسرائيل گفت كه ما همواره در جنگ اطلاعاتى از حزب الله شكست خورده ايم و راست مى گفت چرا كه به خاطر غيرقابل نفوذ بودن حزب الله آنها نمى توانستند وارد آن شوند و طبعاً نمى توانستند پيش بينى كنند كه حزب الله در چه وضعيتى قرار دارد.
* گفتيد حزب الله در موساد رسوخ كرده آيا عكس اين هم صادق است يعنى آنها توانسته اند ولو محدود وارد تشكيلات حزب الله شوند
خير. چنين چيزى سابقه نداشته است. در اسرائيل افراد فرانسوى، يهودى يا حتى افسر اسرائيلى به جرم جاسوسى براى حزب الله دستگير شده اند اما برعكس اين مسئله هيچگاه اتفاق نيفتاده است.
* اين عناصر چگونه به خدمت گرفته مى شوند
گاهى اين جاسوسى ها ناخواسته است. گزارشگران شبكه هاى خبرى ناخواسته به حزب الله اطلاعات مى دادندو آرايش جنگى و وضعيت اهداف موشك هاى حزب الله را روشن مى كردند.
* نفوذ هاى برنامه ريزى شده چطور
اسرائيل يك ملت واحد نيست. بخشى از اين مردم از آواره ها و گرسنه هاى كشورهاى ديگر هستند. اينها به واسطه آمدن از كشورهاى ديگر علاقه اى به وطن به معناى مرسوم آن ندارند و طبعاً به كارگيرى آنها كار ساده اى است و برخى شان حاضر هستند در قبال مبالغ بسيار اندك اطلاعاتى را ارائه دهند. حزب الله در موساد هم به اين شكل نفوذ داشته و از آن طرف توانسته بسيارى از شبكه هاى جاسوسى را نيز در لبنان كشف كند و عوامل آن را تحويل دولت لبنان دهد.
* چطور مى شود كه حزب الله اين طور نفوذ ناپذير است
اجازه بدهيد مثالى بزنم. شهيد سيدهادى نصرالله پسر سيدحسن نصرالله وقتى قصد داشت عضو مقاومت شود تمام مراحل را گذراند. به قول سيدحسن، سيد هادى ۵۰ صفحه فرم گزينش پر كرد. حتى معاون حزب الله هم براى او فرم تأييديه پر كرد. نقل مى كنند كه سيدهادى پرسيده بود من كه فرزند دبيركل هستم بايد گزينش شوم، كه در جواب گفته بودند كه به هرحال تو مى خواهى عضو مقاومت شوى و بايد مراحل گزينش را انجام دهى. يعنى پسر دبيركل هم بايد مثل يك آدم عادى گزينش شود. حالا چطور يك فرد غريبه مى تواند به اين تشكيلات راه پيدا كند. علت ديگر مردمى بودن اطلاعات حزب الله است. گستره نيروهاى اطلاعاتى حزب الله مردم مناطق هستند كه حزب الله را دوست دارند و اين مسئله به نفوذ ناپذيرى حزب الله بسيار كمك كرده است و عده زيادى از كسانى كه لو مى رفتند به اين شكل بود.
* مى گفتيد كه اسرائيل گمان كرد حزب الله در مسائل روزمره حل شده و مى خواست از اين فرصت براى حمله استفاده كند...
كار مهم حزب الله پيشدستى در جنگ بود كه به اين شكل ضربه سختى به اسرائيل وارد آمد. با اين حركت حزب الله، اسرائيل كنترل خود را از دست داد و ديوانه وار مى جنگيد. ضمن اين كه فرماندهان نظامى اسرائيل اصلاً به قوت فرماندهانى مثل شارون نبودند و تجربه كافى نداشتند. فرمانده در جنگ خيلى مهم است. از آن طرف ارتش اسرائيل روحيه نداشت چرا كه طرف مقابلش توانسته بود به سادگى دو اسير از آنها بگيرد. اين كه شما مى بينيد الآن اسرائيل به تبادل اسرا تن داده علتش اين است كه مى خواهد به اين واسطه روحيه سربازانش را بالا ببرد نه اين كه براى سربازانش ارزش قائل است بلكه اين خود يك حربه جنگى است.
* در مورد ارتش اسرائيل و تجهيزات آن داستان پردازى هاى زيادى شده است. چقدر اين گفته ها راست است. يعنى آيا ارتش اسرائيل تا اين حد پيشرفته است
بله همينطور است. منتها به هرحال سرباز بايد بجنگد و سرباز هم بايد روحيه داشته باشد. تانك مركاوا را بايد سرباز راه بيندازد. جليقه هاى ضدگلوله معمولى ۱۵ كيلوگرم است ولى جليقه ضدگلوله يك سرباز اسرائيلى ۱/۲۵۰ كيلوگرم است. اسلحه ام۱۵ آنها تنها نصف كلاشينكف وزن دارد ولى با اين حال در ميدان جنگ نيرو حرف اول را مى زند و اين عامل مهم شكست اسرائيل بود. اسرائيل هواپيماى بدون سرنشين «ام كا» دارد. اين هواپيما منطقه را چك كامل مى كند و براى زدن يك مورد با ليزر روى آن قفل مى كند و آن را با آپاچى منهدم مى سازد. يا تانك مركاوا كه مى گويند تانك درون تانك است و انهدام آن اصلاً كار ساده اى نيست. در منطقه معروف بود كه شب مال اسرائيل است و تمام تحركات را با وسايل پيشرفته اى كه دارند زيرنظر مى گيرند. اين تخيل نيست و آنها اين تجهيزات را دارند.
* براى مقابله با اين تجهيزات مگر اينطور نيست كه بايد تجهيزات قوى تر داشت
قوى تر نه، بلكه بايد پيچيده تر باشد. فقط هم تجهيزات مهم نيست، بلكه تاكتيك هم بسيار مهم است و حزب الله در اين جنگ از تاكتيك هاى بسيار پيچيده اى استفاده مى كرد. يعنى حزب الله هم تاكتيك قوى ترى داشت و هم روحيه بالاترى. در مقابل روحيه نيروهاى اسرائيل بسيار پائين بود، چرا كه اين نيروها جديد بودند. نيروهاى قديمى نبودند كه جنگ ديده و كاركشته باشند. ضمن اينكه انگيزه اى براى جنگ نداشتند چون در سرزمين هاى فلسطينى نبودند بلكه متجاوز بودند. به فرماندهانشان هم در عقب نشينى سال ۲۰۰۰ ضربه سختى وارد شده بود. طبعاً براى سرباز اسرائيلى سؤال بود كه چرا بايد وارد لبنان شوم در صورتى كه ۶ سال پيش از آن عقب نشينى كرده ام! جالب اينكه در همان موقع هم دستور عقب نشينى در طول يك ماه صادر شده بود ولى آنها ۲۴ ساعته جنوب لبنان را تخليه كردند. حالا همان نيروها بايد برگردند لبنان را تصرف كنند! اينها جزو مجموعه عواملى بود كه ارتش اسرائيل را ضربه پذير كرده بود.
* كمى بيشتر از وضعيت حزب الله در جنگ ۳۳ روزه بگوييد. اينكه حزب الله چه برترى هايى در جنگ نسبت به اسرائيل داشت
جنگ ۳۳ روزه چكيده جنگ هاى چريكى جهان است و حزب الله با مطالعه همه اينها به يك تاكتيك منسجم دست يافته است. نكته اى كه شايد بزرگ ترين نقطه قوت حزب الله در جنگ ۳۳ روزه بود، عملى كردن پيام حضرت امام(ره) يعنى تشكيل هسته هاى مقاومت بود. اين خيلى مهم است. كسى كه بچه بنت جبيل بود فقط در بنت جبيل مى جنگيد يا كسى كه بچه عيناتا بود فقط در اين منطقه مى جنگيد. به اين شكل تحرك نيرو و تجهيزات نيز بسيار كم بود و اهالى هر منطقه در همان منطقه مى جنگيدند.
* به هر حال گاهى ممكن است در يك منطقه نيروى بيشترى احتياج باشد
خير. استراتژى حزب الله استفاده از كمترين نيرو بود. در جنگ ۳۳ روزه نيرو نمى توانست بجنگد در مقابل «نفر» بسيار كارايى داشت. ممكن بود هزار نفر نيرو به محض ورود به ميدان جنگ تلف شوند ولى يك نفر خيلى كارها انجام دهد. مركاوا را يك «نفر» منهدم مى كند نه هزار نفر. از آن طرف عقبه يك رزمنده خانواده اش بود و همه خانواده در جنگ شركت داشتند. يعنى مردم مى جنگيدند. يك جور تقسيم كار بود. رزمنده حزب الله مى جنگيد، پدرش آذوقه اش را تأمين مى كرد، مادرش در صورت مجروحيت از او مراقبت مى كرد و... اين براى اسرائيل مشكل ايجاد كرد. يكى ديگر از تاكتيك هاى مهم حزب الله كه قبلاً هم گفتم عدم تحرك نيرو و جابه جايى تسليحات قبل و در طول جنگ بود. يعنى در طول جنگ اسرائيل هيچگاه نتوانست بفهمد كه يك نيروى حزب الله چگونه از يك مكان به مكان ديگر منتقل مى شود يا يك موشك چگونه از شمال به جنوب مى رسد. اين يك تاكتيك بزرگ نظامى است. در چند روز آخر جنگ نيروى هوايى اسرائيل كل منطقه خيام را با خاك يكسان كرد و سپس به تيپ گولانى اعلام كرد كه حيات در دشت خيام صفر است، يعنى به واسطه بمباران شديد هوايى حتى حيوانات هم در اينجا زنده نيستند. آنجا گفتند كه حيات در شهر صفر است و نيروهاى زمينى مى توانند وارد شهر شوند. به اين شكل ۳۰ - ۴۰ فروند تانك مركاوا وارد شهر شد، نيروها هم قدم زنان وارد مى شدند چرا كه خيال شان راحت بود كه هيچ جنبنده اى در شهر زنده نمانده است. جالب است بدانيد كه تانك مركاوا تانكى است كه تا ۲ - ۳ كيلومترى هر جنبنده اى را ببيند خودش اتوماتيك شليك مى كند يا رادارهاى مختلفى داشتند كه از چند كيلومترى ضربان قلب انسان را نشان مى دهد. با اين حال اينها به محض ورود به دشت خيام ديدند كه از زيرزمين تعدادى رزمنده حزب الله بيرون آمدند. آنجا ۱۲ - ۱۳ تانك مركاوا نابود شد و اين اتفاق جزو بدترين افتضاحات اسرائيل در جنگ بود كه كميسيون وينوگراد هم به شكل مجزا به آن پرداخت. اينها حيرت كرده بودند كه چطور چنين چيزى ممكن است.
* شايد به همين دليل بود كه رزمندگان حزب الله را اشباح مى ناميدند.
بله. يكى از سربازان اسرائيل گفته بود كه گمان ما اين بود كه وقتى وارد بنت جبيل مى شويم با يك نفر با شلوارك و زيرپوش ركابى، با يك سربند و يك اسلحه كلاشينكف قديمى مواجه مى شويم. او مى گفت ولى در همين جنگ يك مرتبه ديديم كه يك نفر از زيرزمين بيرون آمد و جلويمان سبز شد كه جديدترين تجهيزات را داشت و خيلى شيك و به روز با لباس ضدگلوله سبك با اسلحه ام پى۵ با ما مى جنگيد. مسئول طرح و عمليات ارتش اسرائيل مى گفت كه ما براى حمله به حزب الله هزار نقطه را شناسايى كرديم كه برخى از اين نقاط را حتى چهار بار بمباران كرديم ولى به حزب الله ضربه اى وارد نيامد يا در مورد توانايى هاى ديگر حزب الله عرض كنم كه جديداً كه مخالفان حزب الله در مورد «خط تلفن حزب الله» خيلى تبليغات كردند و گفتند بايد قطع شود اين خط تلفن نبود بلكه خط اينترنتى بود. يك خط اينترانت كه حزب الله راه اندازى كرده بود تا اعضاى آن با هم ارتباط داشته باشند و در زمان جنگ هم برقرار بود. اسرائيل هم هيچگاه نتوانست آن را پيدا كند. در بنت جبيل اسرائيل خانه اى را پيدا كرد كه در يكى از اتاق هاى آن پيشرفته ترين تجهيزات ارتباطى مربوط به حزب الله وجود داشت كه گزارشگر اسرائيلى گفته بود اينها كه در خط مقدم چنين تجهيزاتى دارند پس حتماً در بيروت چند برابر آن را دارند.
* حتى بحث شنود حزب الله از اسرائيل هم مطرح بود
حدوداً ۱۱ سال گذشته چهار سرباز اسرائيلى قصد داشتند براى گذاشتن كمين براى نيروهاى حزب الله به منطقه بروند. يكى از اين سربازان با موبايل به خانواده اش زنگ زد و گفت كه ما قصد داريم به «مرجعيون» برويم و پدر نيروهاى حزب الله را دربياوريم! حزب الله كمين زد و اين چهار سرباز را به هلاكت رساند، فرداى آن روز مكالمه موبايل سرباز اسرائيلى از راديوى حزب الله پخش شد. اسرائيل شوكه شد. جنگ الكترونيك حزب الله هم در اين جنگ بى نظير بود.
يا مسئله ديگر تهديدات نصر الله كه اگر شهرهاى ما را بزنيد شهرهايتان را مى زنيم. آن موقع نصرالله گفت كه اگر بيروت را بزنيد تل آويو را مى زنيم. در رسانه ها به اشتباه گفته شد كه بيروت مورد حمله قرار گرفت ولى اصلاً اينطور نبود. اسرائيل حاشيه بيروت (ضاحيه) را زد و هيچ وقت جرأت نكرد بيروت را بزند (البته يك بار به طور اشتباه زد و عذرخواهى هم كرد) و در اين شهر زندگى كاملاً برقرار بود. اين قدرت حزب الله بود كه تا آخر تهديدش را عملى كرد يا دو فروند ناوى را كه حزب الله منهدم كرد و خيلى چيزهاى ديگر كه اوج اقتدار حزب الله در جنگ را نشان مى داد.
* آيا حزب الله پس از جنگ ضعيف شد و تلاشش كمتر از ابتداى جنگ بود چون به هر حال حزب الله از يك جنگ تمام عيار بيرون آمده است.
حزب الله الآن به شدت قوى تر از قبل از جنگ است. اين جنگ اتفاقاً خيلى به نفع حزب الله شد چرا كه اگر تا قبل از اين كسانى دنبال بهانه براى خلع سلاح مقاومت و يا رويارويى با اين حزب بودند الآن ديگر فضا براى اين بهانه ها وجود ندارد چون همه ديدند كه يك دشمن ديوانه هم مرز لبنان است و اين حزب الله بود كه آن را شكست داد. حزب الله الآن بسيار قدرتمند است. اگر حزب الله ضعيف بود و به قول اينها يك گروه تروريستى بود در بيرون از لبنان و كشورهاى ديگر بمبگذارى مى كرد. يعنى اينها منتظر بودند كه با چنين اتفاقاتى روبرو شوند ولى حزب الله آنقدر قدرت دارد كه در ميدان جنگ و رودررو مقابل دشمن بايستد و او را شكست دهد و دشمن را از كشورش بيرون كند. حزب الله تا حالا كجا در خارج از لبنان عمليات كرده است. نصرالله در زمان ترور شهيد مغنيه گفت جنگ خارج از مرزها را شما شروع كرديد و ما شروع كننده آن نبوديم. حزب الله قبل از جنگ هم بسيار قدرتمند بود و پيشرفت كرده بود. حزب الله با تاكتيك سال ۲۰۰۰ نجنگيد و اين نشانه پيشرفت اين جنبش اسلامى است ولى اسرائيل با همان تاكتيك جنگيد و شكست هم خورد. حزب الله مرتباً براى آينده برنامه ريزى و خود را به روز مى كند.
* حالا كه صحبت از توان حزب الله است اجازه بدهيد يك سؤال ديگر بپرسم. در جنگ اخير ده ها تانك مركاوا، هلى كوپترهاى فوق مدرن و دو ناو پيشرفته اسرائيلى منهدم شد. اين تجهيزات با موشك هاى خريدارى شده توسط حزب الله منهدم گرديده يا سطح دانش آنها در اين كار دخيل بوده است
حتى به نظر من خريد اين تسليحات از ساختن آن مهمتر است. ضمن اينكه مگر مى شود كشورى موشك هاى پيشرفته ضدتانك را به حزب الله بفروشد و امريكا و اسرائيل متوجه نشوند.
* به هر حال الآن بازار سياه اسلحه بسيار گسترده است...
اين بزرگى حزب الله است كه با اسلحه دشمن به دشمن ضربه بزند كمااينكه برخى از كارشناسان اسرائيلى مى گفتند حزب الله تجهيزات اسرائيل را با موشك هاى امريكا منهدم كرد.
* حالا اين موشك ها توليد حزب الله است يا خريدارى كرده
حزب اللهى ها استعداد عجيبى در ارتقاى تسليحات از خودشان نشان داده اند. مثلاً حزب الله موشك هاى ماليوتكا دارد ولى با اين موشك سطح پائين نمى توان تانك مركاوا را منهدم كرد. اينطور مى شود كه آنها با ارتقاى اين موشك تانك پيشرفته مركاوا را منهدم مى كنند. مركاوا تانك ساده اى نيست كه بتوان آن را منهدم كرد. مركاوا حيثيت اسرائيل بود و سال ها به آن پز مى داد. اين تانك به روز است و هميشه فاصله خود را با تسليحات ديگر حفظ مى كند ولى هوشمندى حزب الله باعث شد كه آنها بتوانند اين تانك را منهدم سازند. ارتقاى اين سلاح ها و هنرمندى كسى كه اين سلاح را به كار مى گيرد پيروزى حزب الله را به دنبال داشت.
* خيلى تبليغات شد كه ايران در اين جنگ پيروز شد. آيا واقعاً ايران مقابل اسرائيل ايستاده بود
بزرگترين اثر منفى اين جنگ براى اسرائيل اين بود كه ارتش چهارم دنيا مقابل يك حزب شكست خورد. اين خيلى افت دارد و طبيعى است اسرائيلى ها بخواهند اين افتضاح را يك جورى بپوشانند. اين طور است كه مى گويند ما با ايران جنگيديم. در حالى كه الآن حزب الله خودش است. الآن حزب الله شعبه اى از ايران نيست. اما اينطور تبليغات مى كنند كه اگر ايران نبود حزب الله شكست مى خورد. مثلاً اسرائيلى ها يكسرى آرپى جى را نمايش گذاشتند كه اينها از طرف ايران براى حزب الله آمده است! در صورتى كه اصلاً آرپى جى در اين جنگ و در مقابل مركاوا كارايى ندارد. سلاح هاى بسيار پيشرفته ترى وجود داشته است. چرا سلاح هاى امريكايى را نشان نمى دهند پس آيا امريكا كمك حزب الله كرده است حالا فرض كنيد شما با ايران جنگيديد و حرف شما را درست قلمداد كنيم. اين افتخار ايران است كه در هزار كيلومتر دورتر از مرزهاى خود اسرائيل را شكست داده است. مگر شما سيستم ضدموشكى پاتريوت نداشتيد اينجا مى بينيم كه شگردهاى حزب الله از تمام اين تجهيزات پيشى گرفت. در لبنان، اسرائيل به طور كامل تحركات را زير نظر دارد و اين جداى از جاسوسان زيادى است كه در لبنان براى اسرائيل كار مى كنند. با اين حال حزب الله توانسته توان نظامى و تسليحاتى خودش را افزايش دهد. خيلى مضحك است اگر گمان كنيم كه حزب الله فقط همان هفت هزار موشك بعد از جنگ را دارد. وليد جنبلاط مى گفت انگار موشك هاى حزب الله مى زايند. آيا اين هم كار ايران است بالاخره اين موشك ها از يك جايى بايد بيايد. مگر شما منطقه را تحت كنترل نداريد. مگر جاسوس نداريد، پس چطور ايران مى تواند به حزب الله موشك برساند اينها همه براى لاپوشانى شكست مفتضحانه اسرائيل است.
* آيا آمار واقعى از تلفات اسرائيل در اين جنگ وجود دارد
شگرد اسرائيل هميشه در طول اين سال ها عدم اعلام تلفات خود بوده است، يك نمونه عرض مى كنم. وقتى عمليات استشهادى شهيد صلاح غندور در مقر ۱۷ انجام شد آمار كشته هاى اسرائيلى را بسيار اندك اعلام كردند. من زمانى با يك شخصى كه تمايل به اسرائيل هم داشت بحث مى كردم. او مى گفت كه وقتى اين عمليات انجام شد من از پنجره ساختمان مجاور به شكل اتفاقى آن را ديدم. او مى گفت ۴ كاميون در حال داخل شدن به مقر و ۴ كاميون هم در حال خروج از آن بود. همه كاميون ها هم پر بود كه در كل چيزى حدود ۸۰ نفر مى شدند. عمليات صلاح غندور در اين مكان انجام شد و طبعاً بايد تلفات بالايى داشته باشد ولى آنها اين تعداد را بسيار اندك اعلام كردند.
* به هر حال اين سربازان خانواده دارند و يك زمانى اين قضيه مشخص مى شود.
بله. ولى اين كشته ها را در اتفاقات متعدد و البته ساختگى پخش مى كنند. مثلاً چند روز بعد اعلام مى كنند در فلان حادثه رانندگى ۵ سرباز كشته شدند و... به اين شكل كشته ها را آرام آرام و به بهانه هاى مختلف اعلام مى كنند در صورتى كه همه اينها در عمليات صلاح غندور كشته شده اند. مسئله بعدى هم برخى از سربازانى هستند كه از كشورهاى ديگر كوچ كرده به اسرائيل آمده اند و اگر كشته هم بشوند خانواده اى ندارند كه آنها را پيگيرى كنند. طبعاً تلفات جنگ ۳۳ روزه هم از اين قاعده مستثنى نيست.
* به عنوان سؤال آخر شما اهميت جنگ ۳۳ روزه را در درازمدت چطور ارزيابى مى كنيد
اثرات جنگ ۳۳ روزه امروز مشخص نمى شود و بايد زمان بگذرد تا ما متوجه شويم كه چه اتفاقى افتاده است. تبادل اسراى اخير نتيجه جنگ است كه اسرائيل با ذلت آن را پذيرفته است. اين واقعيت اسرائيل است كه براى ۲ سرباز اين قدر امتياز مى دهد چرا كه چاره اى ندارد و اين خفت از نتيجه جنگ شيرين تر است.
به نظر من تاريخ اسرائيل را بايد به قبل و بعد از جنگ ۳۳ روزه تقسيم كرد چرا كه در اين جنگ براى اسرائيل مسئله سرنوشت مطرح است و اين اهميت بسيار زياد جنگ ۳۳ روزه را نشان مى دهد و دشمن اهميت اين جنگ را بيشتر از ما درك كرده است.
گفتگو از: محسن يزدى قلعه
روزنامه ایران پنجشنبه ۲۷ تير ۱۳۸۷
|